پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧ - ٣- فرضيه عوامل اقتصادى
ريشه فوق طبيعى وجود ندارد؛ و حتماً بايد عاملى براى آن در طبيعت جستجو كرد. عاملى كه بازگشت به نوعى گمان و تخيّل داشته باشد؛ لذا در اين رابطه هميشه مسائل فرعى را ديده، و مسأله اصلى را فراموش كردهاند.
درست است كه ايمان به خدا به انسان قدرت روحى و آرامش مىدهد، و درست است كه او را در برابر مكر و حوادث سخت شجاع مىكند، تا آنجا كه گاهى آماده هرگونه ايثار و جانبازى مىشود؛ ولى چرا ما مطلبى را كه دائماً در مقابل چشم بشر وجود داشته يعنى اين نظامى كه بر زمين و آسمان و گياهان و جانداران و وجود خود انسان حاكم است را فراموش كنيم.
به تعبير ديگر، انسان هر قدر از علم تشريح و فيزيولوژى و مانند آن بىاطلاع باشد؛ وقتى به ساختمان چشم و گوش و قلب و دست و پاى خود نگاه مىكند آن را ساختمان عجيب و دقيقى مىبيند كه از طريق اتّفاقات و عوامل بىشعور هرگز قابل تفسير نيست. پيدايش يك شاخه گل، يك زنبور عسل، پيدايش خورشيد و ماه و سير منظّم آنها و پديدههاى ديگر.
اين مطلبى است كه هميشه در برابر چشم انسان وجود داشته و دارد و عامل اصلى پيدايش ايمان به وجود خدا است؛ چرا اين واقعيّت روشن را ناديده مىگيرند و به سراغ مسأله ترس و جهل مىروند جز اينكه بگوئيم نسبت به چنين واقعيّت روشن، جهل دارند و از پيشرفت عقائد مذهبى ترس دارند، چرا جاده اصلى و روشن را رها كرده در بىراهه گام مىگذارند؛ جز اينكه پيشداورىها سد راه آنان گشته است.
٣- فرضيه عوامل اقتصادى
طرفداران اين فرضيه كسانى هستند كه نيروى محرّك تاريخ را همان شكل دستگاههاى توليدى مىدانند؛ و معتقدند تمام پديدههاى اجتماى اعم از فرهنگ و علم و فلسفه و سياست و حتى مذهب مولود همين امر است!
آنها براى پيوند دادن ميان پيدايش مذهب و مسائل اقتصادى توجيهات عجيبى دارند؛ از جمله مىگويند: طبقه استعمارگر در جوامع انسانى براى از