پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - ٢- معاندان لجوج
مىدانند گروهى بودهاند كه همچون خفّاشان از ديدن چهره حق وحشت داشتهاند؛ حتى اگر صداى مناديان الهى در كنار گوش آنها بلند مىشد گوشهاى خود را مىبستند تا صداى حق را نشنوند!
قرآن درباره گروهى از قوم نوح عليه السلام از زبان آن پيامبر بزرگ به هنگام شكايت از آنها به درگاه پروردگار چنين نقل مىكند: وَانِّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَلَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِى آذانِهِمْ وَ استْتَغْشَوا ثِيابَهُمْ وَ أصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوْا اسْتِكْباراً [١]: «و من هر زمان آنها را دعوت كردم كه ايمان بياورند، و تو آنها را بيامرزى، انگشتان خويش را در گوشها قرار داده، لباسهايشان را سخت بر خود پيچيدند (تا صداى مرا نشوند يا چهره مرا نبينند!) و در مخالفت لجوجانه اصرار ورزيدند و شديداً استكبار كردند»
مشركان مكه كه گويى وارثان قوم لجوج نوح بودند نيز دست كمى از آنها نداشتند. قرآن از آنها چنين نقل مىكند: وَ قالَ الَّذِيْنَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهَذا الْقُرآنِ وَ الْغَوا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ: «و كافران گفتند: به اين قرآن گوش فرا ندهيد و جنجال و غوغا كنيد (تا مردم صداى قرآن را نشنوند) شايد پيروز شويد» [٢]
اين گروه كه اتباع و پيروانى در هر عصر و زمانى دارند؛ هرگز به خود اجازه تحقيق در مسائل را نمىدهند. آنها بىخردان احمقى هستند كه همچون خفّاش از نور آفتاب وحشت دارند؛ هميشه به تاريكى پناه مىبرند و به جهل افتخار مىكنند؛ آنها از همه محرومتراند، چرا كه عدوى آفتاب آشكار هستند.
[١]. سوره نوح، آيه ٧.
[٢]. سوره فصّلت، آيه ٢٧.