پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - آيا سايه هم نعمت بزرگى است؟
تفسير و جمعبندى:
آيا سايه هم نعمت بزرگى است؟
در اين آيات سخن از سايهها است؛ مسأله ظاهراً سادهاى كه مطالعه دقيق آن مىتواند ما را به خالق جهان نزديكتر و آشناتر سازد.
در نخستين آيه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را مخاطب ساخته؛ مىگويد: «آيا نديدى چگونه پروردگارت سايه را گسترده است»: ألَمْ تَرَ الى ربِّكَ كَيْفَ مَدَّالْظِّلَ
«و اگر مىخواست آن را ساكن قرار مىداد»: وَلَوْشاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً.
در پايان اين آيه مىافزايد: «سپس ما خورشيد را دليل بر وجود سايه قرار داديم»: ثُمَّ جَعَلْنا الشَّمسَ عَلَيْهِ دَلِيْلًا.
در آيه بعد مىافزايد: «سپس ما آن را آهسته جمع مىكنيم» ثُمَّ قَبَضْناهُ الَيْنا قَبْضاً يَسيْراً.
در اينكه منظور از اين سايه چيست كه خدا آن را مىگستراند و تدريجاً جمع مىكند؟ بعضى گفتهاند: منظور سايه شب است كه به طور متناوب بر تمام سطح زمين گسترده و جمع مىشود، و وجود خورشيد دليل و گواه بر آن است، چرا كه هر چيز را با ضدّش مىتوان شناخت «تُعْرَفُ الأَشْياءُ بِاضْدادِها»
بعضى آن را اشاره به سايه كشيده و گستردهاى مىدانند كه بين الطلوعين (ميان طلوع صبح و طلوع آفتاب) صفحه زمين را مىپوشاند و لذتبخشترين انواع سايهها و ساعات است.
بعضى نيز آن را به معنى سايههايى مىدانند كه در اثناء روز به خاطر برخورد نور آفتاب به كوهها و درختان و اجسام ديگر به وجود مىآيد و تدريجاً جابهجا مىشود.
از آنجا كه ميان اين تفسيرهاى سه گانه تضادى نيست، و تعبير آيه نيز مطلق و جامع است؛ ممكن است اشاره به همه اينها باشد كه هر كدام نعمتى است پر ارزش.
مىدانيم شب در واقع همان سايه نيمكره زمين است كه در برابر آفتاب قرار