سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢
جواب : من عرض نکردم که حضرت رضا را مسموم نکردهاند . من خودم شخصا از نظر مجموع قرائن همین نظر شما را تأیید میکنم . قرائن همین را نشان میدهد که ایشان را مسموم کردند ، و یک علت اساسی همان قیام بنی العباس در بغداد بود . مأمون در حالی حضرت رضا را مسموم کرد که از خراسان به طرف بغداد میرفت و مرتب [ اوضاع بغداد را ] به او گزارش میدادند . به او گزارش دادند که اصلا بغداد قیام کرده . او دید که حضرت رضا را معزول که نمیتواند بکند ، و اگر با این وضع هم بخواهد برود آنجا کار بسیار مشکل است . برای اینکه زمینه رفتن به آنجا را فراهم کند و به بنی العباس بگوید کار تمام شد ، حضرت را مسموم کرد . آن علت اساسی ئی که میگویند و قابل قبول هم هست و با تاریخ نیز وفق میدهد همین جهت است ، یعنی مأمون دید که رفتن به بغداد عملی نیست و بقای بر ولایتعهد هم عملی نیست ( با اینکه مأمون جوانتر بود ، حدود ٢٨ سال داشت و حضرت رضا ٥٥ سال داشتند ، و حضرت رضا نیز در آغاز به مأمون فرمود : من از تو پیرترم و قبل از تو میمیرم ) و اگر به این شکل بخواهد به بغداد برود ، محال است که بغداد تسلیم بشود ، و یک جنگ عجیبی در میگیرد . وضع خود را خطرناک دید . این بود که تصمیم گرفت هم فضل را از میان بر دارد و هم حضرت رضا را فضل را در حمام سرخس از بین برد . البته این قدر معلوم است که فضل به حمام رفته بود ، عدهای با شمشیر ریختند و قطعه قطعهاش کردند و بعد هم گفتند " افرادی با او کینه داشتند " ( و اتفاقا یکی از پسرخاله های او نیز جزء قتله بود ) و خونش را لوث کردند ، ولی ظاهر این است که آن هم کار مأمون بود ، دید او خیلی