سیری در سیره ائمه اطهار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣
خونین علیه او ، آنگاه که مردم ریختند به خانه علی و دور او را گرفتند و اصرار فراوان کردند که با او بیعت کنند و وی زمام امور را به دست گیرد ، علی ( ع ) امتناع کرد و از پذیرش خلافت کراهت داشت . جملههایی که عرض کردم در نهج البلاغه است . میفرماید : « دعونی و التمسوا غیری » " مرا رها کنید و بروید دنبال کس دیگر " . بعد خود امام علت امتناع خودش را توضیح میدهد ، برای اینکه کسی تصور نکند که العیاذ بالله امام خود را لایق خلافت ، و بعد از پیغمبر ، شایسته ترین فرد برای زمامداری نمیداند . توضیح میدهد که اوضاع فوق العاده آشفته است و یک آینده آشفته تر در جلوی ماست . عبارت این است : " « فانا مستقبلون امرا له وجوه و الوان » " . یعنی ما جریانی را در پیش داریم که این جریان مشتبه است ، رنگهای مختلف و چهرههای گوناگون دارد ، ما یک آینده روشنی در پیش نداریم ، آیندهای داریم با چند چهره و چند رنگ مختلف . بعد امام جملهای دارد که در آن جمله مطلب را بیان میکند : " ²و ان الافاق قد اغامت » " افقها را مه گرفته است، مثل وقتی که مه زیاد پیدا میشود و انسان جلوی چشم خودش را هم نمیبیند . " « و المحجة قد تنکرت » " شاهراه به صورت کوره راه در آمده و ناشناخته است و مردم دیگر شاهراه را تشخیص نمیدهند . ولی در آخر یک جملهای به عنوان اتمام حجت فرمود ، فرمود : این را هم بدانید که اگر من زمام خلافت را به دست گیرم ، آنچنان رفتار میکنم که خودم میدانم نه آنچنان که شما میخواهید : " « و اعلموانی ان اجبتکم رکبت بکم ما اعلم » " . این بود که در آخر فرمود : مرا به حال خودم بگذارید ، فعلا اگر من مثل گذشته وزیر باشم بهتر است از اینکه امیر باشم .