مبانى حجّيت آراى رجالى - صرّامى، سيف اللّه - الصفحة ٢٢
تاريخچه آراى رجالى همراه است. آراى رجالى نيز با رواج نقل حديث، همزاد است. در واقع، از زمانى كه به تدوين حديث پرداخته شد، ضرورت نقد و بررسى ناقلان حديث هم احساس شد. از اين رو، تاريخ مبانى رجالى با تاريخ تدوين حديث و بلكه قبل از آن، يعنى رواج نقل حديث، همراه است. هرچه از عصر صدور روايات دورتر شويم، واسطه هاى در نقل نيز بيشتر مى شوند و ضرورت تدوين علم رجال و تنقيح مبانى آن بيشتر مى شود. به همين دليل است كه تاريخ علم رجال، پس از تاريخ نقل و رواج حديث و بخصوص تدوين آن شروع مى شود. در برخى از نقل ها آمده است اوّلين كسى كه به نقد رجال پرداخت و تلاش كرد «ثقه» را از غير ثقه جدا كند، ابن سيرين بوده است. وى از تابعيان به شمار مى آيد و وفات او را ١١٠ق، نوشته اند. برخى نيز گفته اند كه ابن سيرين نخستين كسى بود كه در اسناد احاديث، تحقيق و تأمّل مى كرد. پس از او نيز ايّوب (م ١٣١ق)، ابن عون (م١٥٠ق)، شعبه (م ١٦٠ق)، يحيى بن سعيد قطّان (م١٩٨ق) و عبد الرحمان بن مهدى (م١٩٨ق) به نقد رجاليان پرداخته اند. [١] البته از برخى معاصران ابن سيرين نيز به عنوان نخستين كسانى كه در اين راه گام برداشته اند، نام برده شده است، از جمله شعبى (م١٠٣ق)، سعيد بن مسيّب (م٩٣ق) و سالم بن عبد اللّه بن عمر (م١٠٦ق). آراى رجالى اهل سنّت و در لا به لاى آنها، مبانى رجالى شان در كتاب هاى رجالى اى كه به تدريج تدوين شده، پراكنده است. اين كتاب ها شامل كتاب هايى در شناخت صحابيان (معرفة الصحابة)، كتاب هاى «طبقات» ، كتاب هاى جرح و تعديل، كتاب هاى تاريخى محلّى و انواع كتاب هايى كه در شناخت و تمييز اسامى راويان نوشته شده، مى شود. [٢]
[١] برگرفته از : علم الرجال ، نشأته وتطوّره، محمّد بن مطر الزهرانى، ص٢٦ به بعد.[٢] همان، ص٣٥٦.