دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤
و دنيوى و اخروى جامعه است . امام على عليه السلام در به تصوير كشيدن جامعه مطلوبى كه اسلامْ مردم را بدان دعوت مى كند ، مى فرمايد : اِعلَموا عِبادَ اللّه ِ أنَّ المُتَّقينَ حازوا عاجِلَ الخَيرِ وآجِلَهُ ، شارَكوا أهلَ الدُّنيا في دُنياهُم ، ولَم يُشارِكهُم أهلُ الدُّنيا في آخِرَتِهِم .. . سَكَنُوا الدُّنيا بِأَفضَلِ ما سُكِنَت ، وأكَلوها بِأَفضَلِ ما اُكِلَت .. . أصابوا لَذَّةَ الدُّنيا مَعَ أهلِ الدُّنيا ، وهُم غَدا جيرانُ اللّه ِ ... . [١] اى بندگان خدا! بدانيد كه تقواپيشگان ، به خير دنيا و آخرت دست يافتند . آنان با اهل دنيا در دنيايشان شريك شدند ؛ امّا اهل دنيا در آخرت آنان با آنان شريك نيستند ... . در دنيا به بهترين وجه زيستند و از آن به بهترين وجه خوردند ... . همراه با اهل دنيا به لذّت هاى دنيا رسيدند و فرداى قيامت هم در جوار خداوند هستند . بر اين پايه ، در اسلام راستين ، بر خلاف مسيحيت تحريف شده امروز ، دنيا و آخرت در تضاد نيستند ؛ بلكه با تأمّل در رهنمودهاى اسلام مى توان دريافت كه در اين آيين ، مادّيت از درون معنويت ، و معنويت از درون مادّيت مى جوشد و زهد اسلامى ، تنها در جايى مفهوم پيدا مى كند كه لذايذ مادّى ، براى فرد يا جامعه و يا هر دو ، زيانبار باشند .
پنج . حكمت زهد
زهد اسلامى در همه عرصه هاى زندگى فردى و اجتماعى ، داراى نقش مثبت و سازنده است . از اين رو ، تحصيل آن فوق العاده مورد تأكيد احاديث اسلامى است ، تا آن جا كه اين خصلت ، زيباترين زيور انسان نزد خداوند متعال شمرده شده است [٢] . زهد ، در حوزه معرفت شناختى ، آسيب هاى فردى را از انسان دور مى كند و با
[١] ر. ك : ص ١٢٧ (نهى از رهبانيت و از حرام شمردن آنچه خدا حلال كرده است) .[٢] ر .ك : ص ٦٢ ح٨٤٩ .[٣] «وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِى عِلْمٌ ؛ از آنچه بدان علم ندارى ، پيروى مكن» (اسراء : آيه ٣٦) .[٤] غرر الحكم : ح ١٠١٦٨ ، عيون الحكم والمواعظ : ص ٥٢٠ ح ٩٤٤٨ .[٥] ر .ك : ج١ ص١٢١ (نهى از ناسزا گويى به دنيا و نكوهش آن) .[٦] ر. ك : ج١ ص١٠٠ ح ١٤٢ .[٧] ر. ك : ص ٨٥ (ارزش زهد / زيباترين زيور) .[٨] ر. ك : ص ٩٩ (بركت هاى زهد / كمال يافتن شناخت) .[٩] ر. ك : ص ١٠٣ (دوستى و پاكى نفس) و ١٠٥ (چشيدن شيرينى ايمان) و ١٠٧ (درستى دين) .[١٠] ر. ك : ص ١٠٩ (بركت هاى زهد / آسايش زندگى) .[١١] قصص : آيه ٨٣ .[١٢] ر. ك : ج١ ص ٤١٦ ح ٦٧٥ .