دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩
درآمد
تاريخ ، در لغت
تاريخ ، در لغت به معناى تعيين زمان رويداد است . در باره ريشه و اشتقاق آن ، ميان لغت شناسان عرب ، اختلاف نظر وجود دارد . ابو سعيد عبد الملك بن قريب اَصمعى (م ٢١٣ ق) ، آن را واژه اى عربى دانسته و گفته است كه قيسى ها (يكى از قبايل بزرگ عرب) ، مصدر آن را «أَرَخ» و تميمى ها (ديگر قبيله بزرگ عرب) ، مصدر آن را «وَرَخ» مى دانند ؛ امّا «أَرَخ» رايج تر است .[١] جواليقى (م ٥٣٩ ق) بر اين باور است كه اين واژه ، ريشه عربى ندارد و مسلمانان ، آن را از اهل كتاب گرفته اند . [٢] روزنتال ، اشتقاق هاى گوناگونى براى اين واژه آورده است : «أرْخُو» در آكَدى ، «يَرْحْ» در عبرى ، «يَرَحْ» در آرامى ، «وَرْخ» در اتيوپيايى و «وْرْخ (WRKH)» در عربىِ جنوبى (يمن) . وى احتمال مى دهد كه ريشه واژه تاريخ ، «توريخ (در سامى به معناى ماه [آسمان])» باشد كه «مُوَرَّخ» يا «مورِّخ» ، از آن ، اشتقاق يافته است ، و اشتقاق ديگر را نمى پذيرد . [٣]
[١] التاريخ والمؤرّخون العرب : ص ١٧ . [٢] المعرب من الكلام الأعجمى على حروف المعجم : ص ١٣٧ . [٣] دانش نامه جهان اسلام : ج ٦ ص ٩٦