انديشه سياسى امام خمينى( ره) - فوزى، يحيى - الصفحة ٣٥
از سوى ديگر در ادامه سياست اسلامزدايى، هرگونه مراسم تعزيه، زنجيرزنى، عزادارى و سوگوارى مذهبى و روضهخوانى، از سال ١٣٠٨ به بعد ممنوع اعلام شد كه شامل عزادارى در روزهاى تاسوعا و عاشورا نيز مىشد و اين بزرگترين اهانت به عواطف مذهبى مردم ايران بود. همچنين براى مجالسِ فاتحه معمولى نيز محدوديتهايى وضع شد.[١] در كنار اين محدوديتها، زمينه و آزادىعمل براى نويسندگانى مانند كسروى فراهم آمد؛ كسانىكه به گفته خود درصدد پيراستن اسلام از خرافه بودند، اما به واقع اعتقادات رايج دينى مردم را زيرسؤال مىبردند.[٢]
بر اثر اين اقدامات شمار روحانيان و مدارس آنان بهشدت كاهش يافت؛ بهگونهاى كه تعداد مدارس دينى ايران كه در سال ١٣٠٤ بالغ بر ٢٨٢ باب بود و طلبههاى آن نيز ٥٩٨٤ نفر بودند، در سال ١٣٢٠ به ٢٠٦ باب و ٧٨٤ طلبه كاهش يافت و مدرسان آن نيز از هزار نفر به ٢٤٩ نفر رسيدند.[٣]
در مجموع بريدن فرهنگ جامعه از گذشته اسلامى- بهعنوان دوره انحطاط و بدبختى و زدودن همه مظاهر فرهنگى و اجتماعى آن- مهمترين ويژگى اين دوره بهشمار مىرود. اين امر به دليل آنكه با خشونت و اجبار همراه بود، پيامدهاى فاجعهبارى داشت و مسلمانان بهحدى در فشار بودند كه در زمان اشغال ايران در جنگ جهانى دوم و پس از اخراج رضاشاه، مراسم جشن و شادى بهراه انداختند.
همه اين وقايع به تجربه تاريخى امامخمينى افزود و بر تكوين شخصيت سياسى ايشان بهشدت تأثير نهاد. او همواره از واقعه كشتار مسجد گوهرشاد و دستگيرى علما در زمان رضاشاه با تأثر ياد مىكرد.[٤]
امامخمينى در كتاب كشف اسرار- كه در سال ١٣٢٢ نگاشته شد- بهخوبى اقدامات دوره رضاخان را مورد نقد و بررسى قرار مىدهد. وى معتقد بود اين تفكر در اصل براى
[١]. عباس زريابخويى،« زندگانى من»، تحقيقات اسلامى، بهار و تابستان ١٣٧٤، ش ١ و ٢، ص ٣٨.
[٢]. محمدحسن رجبى، زندگينامه سياسى امامخمينى، ص ٨٦.
[٣].« مصاحبه با آيتالله سلطانى»، حوزه، بهار و تابستان ١٣٧٠، ش ٤٣ و ٤٤، ص ٤٧.
[٤]. روحالله موسوىخمينى( امام)، در جستجوى راه از كلام امام، ص ١٨٨، ٤٧٥ و ٥٦٥.