روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦١١ - روزشمار جنگ دوشنبه ١٥ فروردین ١٣٦٢ ٢٠ جمادی الثانی ١٤٠٣ ٤ آوریل ١٩٨٣
از وی سؤال شد: دررابطه با جریان فرار بنی صدر و امکاناتی که ازطریق شما برای این کار خواسته شد توضیح دهید.
متهم گفت: من نمی دانستم موضوع از چه قرار است. همان طورکه گفتم آن شب نگهبانی دادم و یک بار هم به دستور همان رابط از آقای شهیدی پرسیدم برای نزدیک شدن به هواپیما چه موانعی هست؟
دادستان پرسید: اینکه می گویی از من خواسته شد هرکس تلفن کرد و گفت فلان کس را می شناسی باید جواب مثبت دهی، چه استنباطی از این موضوع کردی؟
وی گفت: می دانستم یک کاری می خواهد انجام شود که غیرقانونی است، ولی ماکزیمم اینکه مانور است، فکر می کردم با این وسیله می خواهند به سایرین بگویند ما نیرویی هستیم و اگر بخواهیم می توانیم کاری بکنیم، خلاصه اینکه می خواهند قدرت نمایی بکنند، درضمن، مطمئن بودم که قصد خرابکاری ندارند.
متهم ردیف دوم یعقوب چوداری خامنه، گفت: یک هفته قبل از فرار بنی صدر، من در جریان موضوع قرار گرفتم. شب قبل از حادثه رابط من همراه یکی دیگر از بچه ها به منزل ما آمد و گفت که شیفت خود را عوض کن. من هم این کار را کردم.
از او سؤال شد: آیا کارت شناسایی هم برای سازمان تهیه کردید؟
وی پاسخ داد: بله. دو کارت شناسایی دو همافر را دراختیار سازمان قرار دادم، منظور آنها را نمی دانستم. پس از این کار رابطم گفت کارت را خوب انجام دادی، راجع به این موضوع با کسی صحبت نکن.
حاکم شرع پرسید: چرا شب قبل از فرار بنی صدر هواپیما را شناسایی کردید؟
متهم پاسخ داد: آن شب آمدند و به من گفتند برو هواپیماها را شناسایی کن، من با اصرار آنها این کار را کردم، ولی مرا در جریان قرار ندادند.
متهم ردیف سوم احمد بوشی درمورد اتهامات خود گفت: من از سال ٥٨ توسط برادرم با یکی از منافقین آشنا شدم، دو هفته قبل از فرار بنی صدر، رابط من با نام مستعار احسان به منزل ما آمد و گفت: برو پیش شهیدی و به اتفاق او داخل هواپیما را بازدید کن که من این کار را کردم، آنها از من کارت شناسایی خواستند، باوجود اینکه به راحتی می توانستم کارت شناسایی تهیه کنم، این کار را نکردم و گفتم نتوانستم. به هرحال از آنها خواستم توضیح دهند که این کارها برای چیست؟ گفتند می خواهیم دو بسته را از پایگاه خارج کنیم. بعد از اصرار زیاد من گفتند منظور از دو بسته دو شخصیت سیاسی است. من به آنها گفتم اگر بخواهند با اسلحه این کار را بکنند مقدور نیست. بعداً اعلامیه آمد که بنی صدر و معزی و... فرار کردند.
متهم ردیف چهارم محمدحسین حسینی، در دفاع از خود گفت: من از فرار بنی صدر