توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١ - جواب از اشكال مذكور
و در دلالت تضمّن مىگوئيم:
تضمّن عبارتست از دلالت لفظ بر جزء موضوعله از حيث اينكه جزء موضوعله مىباشد.
و در دلالت التزام مىگوئيم:
التزام عبارتست از دلالت لفظ بر امر خارج لازم معناى موضوع له از حيث اينكه خارج از موضوعله مىباشد.
و بدين ترتيب اشكال مذكور دفع مىشود زيرا مثلا وقتى لفظ [شمس] را بر مجموع جرم و شعاع اطلاق نموده و دلالتش را مطابقه دانسته و اراده جرم به تنهائى را از آن تضمّن فرض نموديم چون جزء معنا مىباشد، نبايد گفت لفظ [شمس] در وضع ديگر براى جرم به تنهائى وضع شده لاجرم دلالتش بر آن مطابقه است و در عين حاليكه تضمّن بوده مطابقه نيز مىباشد و بدين ترتيب تعريف دلالت مطابقه مانع از اغيار نبوده همانطوريكه تعريف دلالت تضمّن چنين نيست.
اينكه مىگوئيم نبايد چنين گفت و اشكال مذكور را نبايد طرح كرد جهتش آنستكه در تعريف هركدام از دلالات قيد [حيثيت] ملحوظ و منظور است مثلا در تعريف دلالت مطابقه همانطوريكه گفتيم مىگوئيم:
دلالت لفظ بر تمام موضوعله از حيث اينكه تمام موضوعله است مطابقه مىباشد بنابراين دلالت لفظ [شمس] بر جرم از حيث اينكه تمام موضوعله است البتّه مطابقه بوده ولى از حيث اينكه جزء موضوعله است تضمّن مىباشد پس تعريف دلالت مانع از اغيار بوده و ببركت اخذ قيد حيثيّت در آنها آنچه از مصاديق و افراد غير معرّف هست از تعريف خارج مىشود.