توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٠ - تقسيم تشبيه باعتبار وجه شبه
مع الاسياف و تشبيه شمس به مرآت فى كفّ الاشل و غير اينها ميباشد.
البتّه سكّاكى وصف منتزع از امور متعدّد را مقيّد نموده باينكه حقيقى نباشد، وى گفته:
زمانيكه وجه شبه وصف غير حقيقى بوده و از امور متعدّدى انتزاع شده باشد تشبيه را تمثيل مىگويند.
و بهرتقدير مثال تمثيل همچون تشبيه مثل يهود به مثل حمار چه آنكه وجه شبه عبارتست از محروم الانتفاع بودن از شيئى كه نفع كامل و بالغ دارد بااينكه شخص در استصحاب و همراه داشتن آن متحمّل رنج و مشقّت مىباشد.
بديهى است اينمعنا وصفى است مركّب كه از امور متعدّدى انتزاع شده و در عين حال حقيقى نبوده بلكه برگشت آن به توهم و خيال ميباشد.
غير تمثيل: تشبيهى است كه برخلاف تمثيل بوده يعنى وجه شبه در آن از امور متعدّد انتزاع نشده و از نظر سكّاكى تشبيهى است كه نه از امور متعدّد انتزاع شده و نه وهمى و اعتبارى است بلكه از اوصاف حقيقى مىباشد، بنابراين تشبيه ثريا به عنقود و دانههاى منوّر از نظر جمهور و مشهور تمثيل بوده ولى بعقيده سكّاكى غير تمثيل مىباشد.
شرح فارسى
توضيح
قوله: بكونه غير حقيقى: ضمير در [بكونه] به المنتزع من متعدّد راجع است.
قوله: حيث قال: يعنى قال السّكاكى.