توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٩٢ - غرض از تشبيه
مشتبه گرديدند پس از جنس شرابى كه در كاسه بود چشمهاى من فرو مىريخت.
بخدا قسم نمىدانم پلكهاى چشم من شراب فروريختهاند يا از اشك چشمهايم مىنوشتم.
جمله: اسبل الدمع را زمانى مىگويند كه اشگها از چشمان جارى و سارى باشند چنانچه جمله اسبلت السماء را وقتى گويند كه باران از آسمان بريزد، بنابراين [باء] در عبارت [ابا لخمر] براى تعديه بوده نه اينكه زائد باشد آنطورى كه برخى توهّم كردهاند.
شاهد در اينستكه شاعر چون معتقد بوده بين اشگ و شراب تساوى بوده لاجرم تشبيه را ترك نموده و حكم به تشابه كرده است.
سپس مىگويد:
طبق گفته مصنّف در مورد مذكور يعنى جائيكه قصد متكلّم جمع بين دو شئ در امرى ميباشد البتّه تشبيه نيز جايز است زيرا دو شئ مزبور اگرچه بحسب قصد متكلّم و اعتقاد وى در وجه شبه با هم متساويند ولى در عين حال ميتوان بواسطه غرضى از اغراض و سببى از اسباب مانند زيادى اهتمام يا مورد صحبت و بحث بودن يكى را مشبّه و ديگرى را مشبّهبه قرار داد همچون سفيدى پيشانى اسب به صبح يا عكس آن (يعنى تشبيه صبح به سفيدى پيشانى اسب) مشروط به اينكه قصد اين باشد كه ظهور و بروز شيئى نورانى در تاريكى بيشتر از آنرا بخواهيم بيان نموده بدون اينكه غرض و قصدمان از تشبيه مبالغه نمودن در توصيف سفيدى پيشانى اسب بيكى از بيانات ذيل باشد:
الف: توصيف غرّه فرس به ضياء و داشتن نور.