توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢ - عدم قابيلت دلالت وضعيه براى اداء معانى مختلف بواسطه آن
داشته و بوضع آن عالم نيست و يا اگر علم دارد متذكّرش نمىباشد باينمعنا كه وضع نزد او مستحضر نبوده و بجهتى از جهات در ذكر وى نمىباشد پس علّت چون نيست منتفى بودن معلول نيز قطعى و حتمى است بخلاف عبارت ديگر كه چون علّت در آن محقّق است معلول نيز كه فهم معنايش باشد تحقّق دارد فلذا نسبت بعبارت اوّل نيز پس از متذكّر شدن وضع و تحقّق علم و حصول علّت فهم معنا ضرورى و قطعى است همچون عبارت ديگر بدون اينكه بين آندو كوچكترين تفاوت و فرقى باشد پس در هر موردى كه دلالت مطابقه بواسطه علم بوضع تحقّق يافت معنا ندارد كه در آن از نظر وضوح و خفاء به تشكيك قائل شويم.
قوله: بالدلالة المطابقة: در بعضى از نسخ [بالدلالات المطابقيّه] بصيغه جمع ضبط شده و وجه آن اينستكه اختلاف در وضوح و خفاء در چند عبارت قابل فرض است نه يك كلام لذا بايد بيش از يك كلام را فرض نمود كه جملگى بواسطه دلالات مطابقيّه بر يك معنا دلالت داشته باشند تا بگوئيم هيچ كدام از اين دلالات نسبت به ديگرى اوضح يا اخفى نمىباشد و از اين توضيح معلوم و روشن مىشود كه ضبط عبارت مذكور بصيغه جمع اصح است از آنچه در اينجا ضبط و بصيغه مفرد ثبت شده است.
قوله: لا يتأتى: يعنى لا يحصل.
قوله: اى بالدلالة المطابقة: اينكه شارح در تفسير دلالت وضعيّه خصوص دلالت مطابقى را ذكر نمود غرضش آنستكه توهّم نشود مقصود از دلالت وضعيّه، قدر مشترك بين دلالات سهگانه (مطابقه، تضمّن و التزام) مىباشد.