توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٤ - غرض از تشبيه
قوله: قد نقرتها: حال است از [سلحه] يعنى درحاليكه بآن نوك زده است.
قوله: الديكة: بكسر دال و فتح ياء جمع [ديك] يعنى خروس و گاهى نيز به مرغ اطلاق شده است.
قوله: تشبيه فحم: كلمه [فحم] بفتح فاء و سكون حاء به ذغال گويند.
قوله: فيه جمر: ضمير در [فيه] به [فحم] راجع بوده و كلمه [جمر] بفتح جيم يعنى آتش.
قوله: موقد: يعنى شعلهور و افروخته.
قوله: من المسك: يعنى مشك.
قوله: موجه الذهب: يعنى طلاى ذوب شده و روان.
قوله: لابرازه: علّت است براى استطراف
قوله: و ان كان ممكنا عقلا: چه آنكه از نظر عقل هيچ امتناعى ندارد كه از كثرت مشك دريائى تكثير شود و در وسط آن طلاى ذوب شده جريان داشته باشد.
قوله: غريب: عطف تفسير است براى [مستطرف].
قوله: و للاستطراف وجه آخر: صاحب دسوقى ميگويد:
مقصود استطراف مطلق است نه استطراف در خصوص مثال مذكور لذا مصنّف از ضمير استفاده نكرده بلكه اسم ظاهر آورده است و حاصل آنكه:
استطراف من حيث هو دو وجه دارد:
اوّل: ابراز مشبّه در صورت شيئى كه خارجا ممتنع و مستحيل