توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣١ - مثال وجه شبه مركب حسى در جائيكه طرفين تشبيه مفرد باشند
بلكه مجرّد لحاظ و انتزاع مىباشد.
قوله: و تجعلها مشبّها او مشبّها بها: ضمير مؤنّث در [تجعلها] به هيئت راجع است.
قوله: و لهذا صرّح صاحب المفتاح: مشاراليه [هذا] كون المراد من التّركيب ما ذكر مىباشد.
قوله: ان تعمد الى عدّة اوصاف لشئ: كلمه [تعمد] يعنى تقصد.
قوله: فتنزع منها هيئة: ضمير در [منها] به عده اوصاف راجع است.
قوله: و ليس المراد بالمركّب هيهنا: مقصود از [هيهنا] طرفين و وجه شبه مىباشد.
قوله: مفردين لا مركّبين: با اينكه هركدام از [زيد] و [اسد] حقيقتى هستند مركّب از اجزاء مختلف پس معلوم ميشود مراد از مركّب در مورد بحث حقيقت ذو اجزاء نيست.
قوله: لا منزلا منزلة الواحد: اگرچه انسانيّت از امور مختلفى تركيب يافته است پس معلوم ميشود از و [واحد] معنائى قصد شده كه شامل مثل انسانيّت نيز مىگردد.
قوله: و قد لاح: كلمه [لاح] يعنى ظهر.
قوله: الثّريا: اسم است براى مجموعهاى از ستارگان.
قوله: فى حبّه: مقصود از [حبّ] دانههاى انگور بوده نه هسته آن.
قوله: اى تفتح نوره: كلمه [نور] شكوفه مىباشد.