توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١ - مجاز و كنايه
ايندو با هم دارند اينستكه اراده معناى موضوعله در كنايه جايز است ولى در مجاز چنين نيست.
سپس شارح مىگويد:
ضمير نائب فاعلى در [قدّم] به مجاز و ضمير مجرورى در [عليها] به كنايه و ضمير در [معناه] به مجاز و در [معناها] به كنايه راجع مىباشد و حاصل مراد مصنّف اينستكه:
مجاز بر كنايه مقدّم است زيرا معناى مجاز همچون جزء براى معناى كنايه مىباشد چه آنكه معناى مجاز تنها لازم بوده و معناى كنايه ممكنست لازم و ملزوم جميعا باشد و بديهى است كه جزء چون طبعا بر كلّ مقدّم است از اينرو بحث مجاز را مصنّف از حيث وضع نيز بر مبحث كنايه مقدّم داشت.
تبصره
مصنّف در متن گفت:
لان معناه كجزء معناها.
وجه اين تعبير [كجزء معناها] اينستكه ظاهر و روشن است معناى مجاز حقيقتا جزء معناى كنايه نيست زيرا معناى كنايه مجموع لازم و ملزوم نبوده بلكه تنها لازم است منتها با امكان اراده ملزوم.
شرح فارسى
توضيح
حاصل كلام مصنّف و شارح اينستكه:
از لفظى كه لازمه موضوعله آنرا اراده مىكنند در صورتى كه