توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠ - مجاز و كنايه
اى الكناية لان معنى المجاز هو اللازم فقط و معنى الكناية يجوز ان يكون هو اللازم و الملزوم جميعا و الجزء مقدم على الكل طبعا فيقدم بحث المجاز على بحث الكناية وضعا* و انّما قال كجزء معناها لظهور انّه ليس جزء معناها حقيقة فان معنى الكناية ليس هو المجموع اللازم و الملزوم بل هو اللازم مع جواز ارادة الملزوم.
ترجمه
مصنّف گويد:
لفظى كه از آن لازمه موضوعلهش اراده مىشود اگر قرينه دلالت كند كه از آن موضوعله قصد نشده مجاز بوده و در غير اينصورت كنايه مىباشد.
بايد توجّه داشت كه مجاز را بر كنايه مقدّم مىدارند زيرا معناى آن همچون جزء معناى كنايه مىباشد.
شارح گويد:
لازمه موضوعله اعم است از اينكه داخل آن بوده چنانچه در دلالت تضمّن چنين بوده يا خارج از آن باشد همانطوريكه در دلالت التزام اينطور است.
و سپس در دنباله [على عدم ارادته] مىگويد:
ضمير مجرورى در [ارادته] به ما وضع له راجع است.
پس از آن در ذيل [و الّا فكنايه] مىگويد:
بنابراين از نظر مصنّف در مجاز و كنايه انتقال از ملزوم به لازم است نه از لازم به ملزوم زيرا [لازم] از حيث اينكه لازم است ابدا دلالتى بر ملزوم ندارد پس چگونه ممكنست از آن بملزوم منتقل شد.
بهرصورت مجاز و كنايه در اينجهت با هم مشتركند و فرقى كه