توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢ - جواب از اشكال مذكور
قوله: و ذلك لانّ الخ: مشاراليه [ذلك] تقسيم دلالت و بيان ما هو المقصود منها مىباشد.
قوله: لانّ الدلالة هى كون الشيئ: مقصود از [دلالت] مطلق دلالت است چه دلالت لفظ و چه غير ان.
قوله: و الاوّل الدال: يعنى شيئ اوّل را دال گويند.
قوله: و الثانى المدلول: يعنى شيئ دوّم را مدلول گويند.
قوله: و الّا فغير لفظيّة: كلمه [الا] يعنى و اگر دال لفظ نباشد.
قوله: كدلالة الخطوط و العقود و الاشارات و النصب الخ: تمام مذكورات مثال هستند براى دلالت وضعيّه غير لفظيّه.
مؤلّف گويد:
مقصود از [خطوط] ممكنست دو چيز باشد:
الف: آنچه روى صفحه كاغذ و امثال آن نوشته ميشود همچون كتابت لفظ [زيد] بديهى است كتابت اين لفظ بملاحظه آنكه از دهان خارج نشده بلكه قلم آنرا نقش بسته است لفظ نبوده بلكه خط مىباشد.
ب: خطوط هندسى همچون خط مستقيم و منحنى و مثلث و مربّع و امثال اينها و مراد از [نصب] بضم نون و فتح صاد جمع [نصبه] بر وزن [غرفه] بوده و آن عبارتست از علامتى كه براى نماياندن و فهماندن چيزى نصب مىكنند همچون چراغ قرمز كه علامت خطر يا توقّف بوده و چراغ سبز كه كه نشانه حركت ميباشد.
و منظور از [عقد] گرههاى انگشتان است كه در سابق از آنها براى دلالت بر ارقام عددى استفاده مىكردند.