قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٦
و ٦: زمر كه فرموده: خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها بنظر ميايد مراد از نفس در اين آيات بشر اوّلى است.
نفش: وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ قارعه: ٥. نفش صوف آنست كه اجزاء پشم را از هم جدا كنيم تا حجمش بزرگ شود منظور از منفوش در آيه حلّاجى شده است يعنى: كوهها مانند پشم رنگارنگ حلّاجى شده شوند.
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ انبياء: ٧٨.
نفش غنم پراكنده شدن آنست.
در مجمع فرموده: نفش غنم و ابل آنست كه در شب پراكنده شده و بىچوپان بچرد يعنى: داود و سليمان وقتيكه حكم ميكردند در باره كشت كه گوسفندان قومى در شب آنرا چريدند و ما بحكم آنها شاهد بوديم. قضيّه در «داود» بررسى شده است اين كلمه بيشتر از دو بار در قرآن مجيد نيامده است.
نفع: فائده. بهره. هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ مائده: ١١٩.
و آن مقابل ضرر است كه فرموده:
لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا اعراف:
١٨٨. يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ حجّ: ١٣.
فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى اعلى: ٩. بعضى گفتهاند «ان» در آيه بمعنى «قد» است يعنى يادآورى كن كه يادآورى فايده ميدهد و آن اخبار است باينكه تذكر فائده دارد، بقول بعضى تقدير آيه «ان نفعت و ان لم تنفع» است يعنى تذكّر بده خواه مفيد باشد يا نه.
ولى ظاهرا شرط حقيقى است و منظور آنست: اگر تذكّر فايده ندهد و لغو باشد، ديگر تذكّر نده.
بنظر ميايد: تذكّر غير از ابلاغ و تذكّر اوّلى است كه بايد بهمه بشود آيات بعدى اين مطلب را روشن ميكند كه فرموده: سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى. وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى. الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى يعنى آنكه روح خشيت