قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٩
لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ فصلت:
٤٩. يؤس و قنوط هر دو بيك معنىاند يعنى انسان از طلب خير خسته نميشود و اگر ضررى باو رسد بسيار نااميد و مأيوس است.
يبس: (بضمّ و فتح اوّل) خشكيدن.
و آن اين است كه چيزىتر بوده سپس بخشكد. وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ انعام: ٥٩. هيچ تر و خشكى نيست يا هيچ تر و خشكى بزمين نميافتد مگر آنكه در كتابى آشكار است رجوع شود به «رطب».
وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً طه: ٧٧. يبس (بر وزن فرس) مكانى است كه در آن آب بوده و خشك شده باشد. يعنى بموسى وحى كرديم كه بندگان مرا شب هنگام از مصر خارج كن و راه خشكى در دريا براى آنها بزن.
وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يوسف: ٤٣. و هفت سنبله سبز و بقيه خشك.
يتم: يتم آنست كه پدر كودكى قبل از بلوغ او بميرد و در سائر حيوانات آنست كه مادرش بميرد (مجمع و مفردات) پس يتيم در انسان بمعنى پدر مرده (البته قبل از بلوغ كودك) و در غير انسان بمعنى مادر مرده است.
وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ انعام: ١٥٢. بمال يتيم نزديك نشويد مگر به بهترين طريق.
جمع آن در قرآن مجيد يتامى است وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ بقره:
١٧٧. در آيه وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ ... نساء: ٢. باعتبار ما كان يتامى اطلاق شده و گر نه تا يتيم است مال باو داده نميشود و پس از بلوغ باو يتيم گفته نميشود.
خوردن مال يتيم از گناهان كبيره است و بر آن وعده آتش داده شده:
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً نساء: ١٠. آنانكه اموال يتيمان را بظلم ميخورند فقط