قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٩
و آنگهى زكريّا فرموده: وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي ... فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي ... ظاهر آيه آنست كه از اقوام ديگرش ميترسد لذا فرزند ميخواهد كه وارث مال او باشد كه در صورت نبودن بموالى منتقل خواهد شد.
نگارنده احتمال قوى ميدهم: كه مطرح شدن ارث در اين دو آيه براى آن است كه مردم در ارث گذاشتن انبياء شكّى نداشته باشند و آنچه از ابو بكر نقل شده كه در علت مصادره اموال فاطمه زهرا سلام اللّه عليها گفت:
از رسول خدا شنيدم فرمود:
«نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ!!».
از درجه اعتبار ساقط و مخالف دو آيه فوق و عمومات قرآن مجيد است و اگر چنين چيزى ميبود على بن ابى طالب عليه السّلام و اهل بيت عليهم السلام از آن بى خبر نبودند.
(٣) سوّم آياتى است راجع بگذشتن و يا هلاك مردمان سابق و جانشين و وارث بودن آيندگان مثل وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ ... احزاب: ٢٧.
زمين و ديار آنها را براى شما ارث گذاشت و شما مالك آنها شديد كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ شعراء:
٥٩. أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ انبياء: ١٠٥.
(٤) چهارم آياتى است راجع بارث بردن بهشت مثل تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا مريم: ٦٣.
الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ مؤمنون: ١١. وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ شعرا: ٨٥. وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ ... زمر: ٧٤.
در مجمع فرموده: از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده: براى هر كس منزلى در بهشت و منزلى در آتش است كافر منزل مؤمن را در آتش وارث ميشود و مؤمن منزل كافر را در بهشت آيه وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ اعراف:
٤٣. همان است.