قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠
از اينكه پيش از نجوى صدقاتى بدهيد پس حالا كه نكرديد و خداوند از شما اغماض نمود نماز بخوانيد و زكوة بدهيد و خدا و رسول را اطاعت كنيد (يعنى بدستورات ديگر عمل نمائيد).
نحب: مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا احزاب: ٢٣.
راغب ميگويد نَحْب نذر محكوم بوجوب است «قَضى نَحْبَهُ» يعنى بنذر خويش وفا كرد، طبرسى آنرا از ابو قتيبه نقل كرده در نهج البلاغه خطبه ٨١ در باره مردگان فرموده:
«فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ».
آيا خويشان از مرگ آنها جلوگيرى كردند و يا نذر كنندگان كه در باره آنها نذر كردند سودى دادند؟!.
«قَضى نَحْبَهُ» را در باره كسى گويند كه باجل طبيعى بميرد يا در راه خدا كشته شود يعنى: مردانى از مؤمناناند كه پيمان خود را با خدا راست كردند بعضى از آنها بعهد خود وفا كرده و از دنيا رفته است و بعضى منتظراند كه وفا كنند و عهد خويش را به هيچ وجه تغيير ندادهاند.
مراد از عهد چنانكه طبرسى و غيره گفتهاند عدم فرار از جنگ است بقرينه آنكه در چند آيه قبل در باره منافقان گفته: وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ.
در مجمع از حاكم ابو القاسم حسكانى نقل شده بسند خودش از ابى اسحق كه على عليه السّلام فرمود:
«فِينَا نَزَلَتْ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَأَنَا وَ اللَّهِ الْمُنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلْتُ تَبْدِيلًا».
نحت: تراشيدن. قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ صافات: ٩٥. گفت آيا آنچه را كه بدست خود ميتراشيد ميپرستيد؟! وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ حجر: ٨٢. در حال ايمنى از كوهها خانهها ميتراشيدند و ميساختند.
نحر: إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ... كوثر: ١ و ٢. نَحْر را بالاى سينه گفتهاند جمع آن نحور است