قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٩
كه از غير قطع شده و تنها مانده است.
وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ محمد: ٣٥. وتر در آن بمعنى نقص است «وَتَرَ ماله و حقّه: نقصه ايّاه» در جوامع الجامع فرموده: آن از «وَتَرْتُ الرّجل» است يعنى از او كسى را كشتم و در واقع آنست كه او را از مال يا كسانش تنها گذاشتم و جدا كردم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله منقول است
«مَنْ فَاتَهُ صَلَاةُ الْعَصْرِ فَكَأَنَّمَا وَتَرَ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ».
هر كه نماز عصر از او فوت شود گوئى از اهل و مالش تنها مانده است معنى آيه چنين ميشود: خدا با شماست و اعمال شما را تنها و بى ثواب نميگذارد. عمل بىثواب عمل تنها مانده است چه تعبير شگفتى!!!.
ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ مؤمنون: ٤٤.
تترى در اصل وترى است با واو، الف آن براى تأنيث ميباشد زيرا رسل باعتبار جماعت مؤنّث است (كشّاف و بيضاوى) و تترى بمعنى پى در پى است يعنى فردى بعد از فردى معنى آيه: سپس پيامبران خود را پشت سر هم فرستاديم هر وقت بامّتى پيامبر- شان آمد تكذيبش كردند. در مصباح گفته: «جاءُوا تَتْرَى اىْ مُتَتابعينَ وَتْراً بَعْدَ وَتْرٍ» در نهج البلاغه خطبه ١٦٣. در باره طاووس فرموده:
«وَ قَدْ يَنْحَسِرُ مِنْ رِيشِهِ وَ يَعْرَى مِنْ لِبَاسِهِ فَيَسْقُطُ تَتْرَى وَ يَنْبُتُ تِبَاعاً».
گاهى از پرهايش كنار و از لباسش عريان ميشود پرهايش پى در پى ميافتد و پشت سر آن ميرويد.
در اقرب الموارد گويد: صحيح آنست: تواتر بين اشياء در صورتى صادق است كه ميان آنها مهلتى و فترتى بوده باشد و اگر متصل باشند آنرا مداركه گويند.
على هذا لفظ «تَتْرا» مفيد آنست كه ميان پيامبران زمانهائى فاصله بوده است و «تترى» را با تنوين «تتراً» و با الف «تَتْرا» هر دو خواندهاند.
وتين: وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ. لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ. ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ حاقه: ٤٤- ٤٦. راغب گويد: وتين رگى است كه جگر را آب