قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢
بِالْأَحْقافِ احقاف: ٢١. برادر عاد (هود عليه السّلام) را ياد كن كه قوم خويش را در سرزمين احقاف انذار كرد و ترساند كه اگر براه خدا نيايند عذاب خداوندى در دنيا و آخرت در كمين آنهاست لذا گفتهاند: انذار تخويف است از مخوفيكه زمان آن وسيع است تا از آن احتراز شود و اگر زمانش وسيع نباشد آنرا اشعار گويند.
نُذُر: (بضم اوّل و دوّم) مصدر است بمعنى انذار مثل: فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ قمر: ١٨. چطور بود عذاب من و انذار من، در اقرب الموارد تصريح كرده كه آن مصدر غير قياسى است و در مجمع آنرا اسم مصدر گفته كه در مقام مصدر واقع شود.
ولى بيشتر جمع نذير آيد مثل كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ قمر: ٢٣. قوم ثمود انذار كنندگان را تكذيب كردند هذا نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى نجم: ٥٦.
هذا اشاره است بقرآن يا بحضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و در صورت اوّل مراد از نذر كتابهاى گذشته انبياء است.
مُنْذِر: انذار كننده: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ رعد: ٧. وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ شعراء: ٢٠٨.
نَذِير: انذار كننده اين لفظ در قرآن مجيد فقط در باره پيامبران آمده و گاهى توأم با لفظ «بشير» است مگر در آيه هذا نَذِيرٌ ... كه گذشت و گفتيم ممكن است وصف قرآن باشد. فَقَدْ جاءَكُمْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ مائده: ١٩. نَذِير اسم مصدر نيز آمده بمعنى انذار چنانكه در اقرب الموارد تصريح كرده و از آنست آيه فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ملك: ١٧. زود ميدانيد انذار من چگونه از روى واقع است.
نزع: كندن. «نَزَعَ الشّىء من مكانه: قلعه» در قاموس خارج كردن دست را از گريبان نزع گفته است:
«نَزَعَ يَدَه: أخرجها من جيبه» در مجمع آنرا قَلْع الشّىء عن الشّىء فرموده است.
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ... آل عمران: ٢٦.