قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٠
وَ جاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ يوسف:
٥٨. برادران يوسف آمده و بر او وارد شدند يوسف آنها را شناخت حال آنكه او را نميشناختند.
نُكْر (بر وزن قفل) كار دشواريكه غير معروف است. فَحاسَبْناها حِساباً شَدِيداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُكْراً طلاق:
٨. از آنشهر حساب گرفتيم حسابى شديد و عذابش كرديم عذابى سخت، عذابى كه غير معروف بود و بنظر نميامد.
أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً كهف: ٧٤. آيا نفس پاكى را كشتى بىآنكه كسى را كشته باشد حقّا كه كار عجيب و غير معروفى كردى؟! نُكُر: (بضمّ- ن- ك) نيز مانند «نكر» است كه گذشت. فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلى شَيْءٍ نُكُرٍ قمر: ٦. از آنها روى گردان و منتظر روزى باش كه خواننده آنها را بچيز سخت و ناشناخته ميخواند (كه شخص آنرا نديده است).
، نَكِير: بمعنى انكار است.
ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ ما لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ شورى: ٤٧. يعنى در آنروز براى شما نه پناهگاهى هست و نه انكارى. نميتوانيد آنچه را كه كردهايد انكار كنيد زيرا همه چيز روشن و آشكار شده يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ. فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ طارق: ٩ و ١٠.
فَأَمْلَيْتُ لِلْكافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ حج: ٤٤. مراد از نكير و انكار خدا در اين آيه و نظير آن، عقوبت است.
) مُنْكَر: (بصيغه مفعول) ناشناخته «مقابل معروف» كار منكر و امر منكر آنست كه بقول راغب: عقل سليم آنرا قبيح و ناپسند ميداند يا عقل در باره آن توقّف كرده و شرع بقبح آن حكم ميكند.
منظور از آن در قرآن معصيت است. وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ آل عمران: ١٠٤. باشد