قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٢
١٨. واى بر شما از آنچه تعريف ميكنيد.
كفّار ميگفتند: دنيا بىهدف آفريده شده و آفرينش آن بازيچه است آيه در ردّ آن سخن ميگويد. وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنى نحل:
٦٢. زبانشان بدروغ تعريف ميكند كه پاداش نيك براى آنهاست.
وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ انعام:
١٠٠. آنها در وصف خدا ميگفتند:
خدا داراى پسران و دختران است و اين توصيف دروغى بود خدا از آنچه توصيف ميكنند منزّه و بالا است.
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ انعام: ١٣٩.
«وَصْفَهُمْ» در تقدير «بوصفهم» يا «جزاء وصفهم» است يعنى در مقابل اين توصيف و تحليل و تحريم كه از خود در آوردهاند خدا كيفرشان ميدهد.
وصل: وصول بمعنى رسيدن است گويند «وَصَلَ الىّ الخبر وُصُولًا» خبر بمن رسيد و آن در واقع متصل شدن چيزى بچيزى است فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ ... انعام: ١٣٦. آنچه براى بتهايشان است بخدا نميرسد و در راه خدا صرف نميشود ولى آنچه براى خداست به بتها ميرسد. آيه راجع به بدعتهاى مشركان است.
وصل متصل كردن جمع كردن «وَصَلَ الشّىء» بالشّىء وَصْلًا و صِلَةً:
جمعه». وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ رعد: ٢١.
و كسانيكه خدا آنچه را به پيوستن آن فرمان داده پيوسته ميدارند و از خدايشان ميترسند.
وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ بقره: ٢٧. و قطع ميكنند رشتهايرا كه خدا فرمان بپيوستن آن داده و در زمين فساد ميكنند.
معنى هر دو آيه على الظاهر عامّ است و صله ارحام از مصاديق آن ميباشد.
إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ