قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٨
هل: حرف استفهام است مثل هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ توبه: ١٢٧.
بيشتر وقوع آن در قرآن مجيد براى تقرير است. خواه براى تنبيه باشد يا نفى يا تكبيت چنانكه راغب گفته است. مثلا در آيات زير تنبيه بر نفى است. هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ مريم: ٩٨. آيا كسى از آنها را مييابى؟
يعنى نمييابى وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا مريم: ٦٥. فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ملك: ٣.
در اين آيات تقرير براى نفى است.
در بسيارى از آيات بعد از حرف هل لفظ «الا» آمده است مثل هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ رحمن:
٦٠. هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ اعراف:
٥٣. هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ انعام: ١٥٨.
در اين آيات ظاهرا مراد از «هل» نفى است گوئى در مقام «ماء» نافيه است چنانكه در بعضى از آيات بجاى هل «ما» آمده است مثل ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً يس: ٤٩.
وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً ص: ١٤. على هذا هل در اينگونه موارد براى تقرير نفى است. ابن هشام در مغنى گويد: معناى نهم هل آنست كه از آن نفى اراده ميشود لذا در آيه هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ حرف «الا» بخبر وارد شده است در اقرب الموارد اين معنى را نقل و تصديق كرده است در مجمع آنرا در آيه فوق «ليس» و در جلالين «ما» معنى نموده و در آيه هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ مجمع و بيضاوى و جلالين آنرا «ما يَنْتَظِرُون» گفتهاند.
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً انسان: ١.
ابن هشام در مغنى گويد: معناى دهم هل آنست كه بمعنى «قد» آيد عدهاى از قبيل ابن عباس، كسائى و فراء آنرا در آيه «قد» معنى كردهاند ... زمخشرى مبالغه كرده و گفته هل پيوسته بمعنى «قد» است و استفهام از همزه مقدره