قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٢
تام الاختيار است لذا در جاى شاهد آمده است يعنى هر كدام از دو مدّت را تمام كردم بر من اجحاف و تعدّى نخواهى كرد و خدا بر آنچه ميگوئيم و شرط ميكنيم گواه است و متخلّف را كيفر ميدهد نظير اين آيه است آيه:
فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قالَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ يوسف: ٦٦.
ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنا وَكِيلًا اسراء: ٨٦. وكيل در اينگونه آيات در جاى نصير و انتقام كش است چنانكه در آيه ٧٥. همين سوره آمده:
ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً.
ولج: ولوج بمعنى دخول است.
«وَلَجَ الشّىء فى غيره: دخل» راغب دخول در جاى تنگ گفته است. ظاهرا آن فقط دخول سوزن در چيزى نيست كه با فشار و جا باز كردن باشد زيرا در نهج البلاغه نامه: ٢٤. آمده:
«لِيُولِجَهُ بِهِ الْجَنَّةَ».
و نيز آمده:
«وَ بَحْرٌ عَمِيقٌ فَلَا تَلِجُوهُ».
حكمت: ٢٨٧. اوّلى دخول معمولى و دوّمى بطور جا باز كردن است.
وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ اعراف: ٤٠. داخل بهشت نميشوند تا ريسمان ضخيم وارد سوراخ سوزن شود. يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها سباء: ٢.
ميداند آنچه را كه- از تخم، آب، انسان، اشعه و غيره- داخل زمين ميشود و آنچه از زمين خارج ميگردد.
تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ ... آل عمران:
٢٧. شب را بروز و روز را بشب داخل ميكنى. گفتهاند مراد كوتاه و بلند شدن شبها و روزهاست. مثلا در بهار كه روزها بلند ميشود قسمتى از روز وارد شب ميشود.
بنظر نگارنده مراد داخل شدن شب بجاى روز و روز بجاى شب است.
چنانكه ميدانيم: شب و روز پيوسته در اطراف زمين ميگردند- البتّه در اثر حركت زمين- و هر يك آنديگرى را تعقيب ميكند پس مرتّبا روز جاى شب و شب جاى روز را ميگيرد.
مثل وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ