قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٣
روز بوقت ابلاغ پيامبران، اعتنا نكردند.
٣- وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ حشر: ١٩. نباشيد مانند آنانكه خدا را از روى بىاعتنائى فراموش كردند و خدا خودشان را از ياد خودشان برد حرف فاء در «فَأَنْساهُمْ» نشان ميدهد كه نتيجه فراموش كردن خويش است.
٤- رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا بقره: ٢٨٦. روشن است كه مراد نسيان و خطاى مسئول است كه هر دو از روى بىاعتنائى بدستور خدا انجام گرفته است رجوع شود به «خطأ».
٥- سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى اعلى: ٦.
إقْرَاء بمعنى خوانا كردن است «أقَرَأَهُ:
جَعَلَهُ يَقْرَأُ» در مجمع فرموده: إقْرَاء آنست كه شخص را وادار بقرائت كنى تا گوش داده اشتباهش را برطرف نمائى. ولى در آيه ظاهرا معنى اوّل مراد است يعنى: ما تو را خوانا ميكنيم در نتيجه فراموش نميكنى مراد از آن تمكين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از حفظ قرآن است كه اصلا آنرا فراموش ننمايد، اين آيه مفيد آنست كه آنحضرت بمدد خدا راجع بآيات ابدا فراموشى نداشت.
٦- وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا مريم:
٦٤. نَسِىّ بمعنى فراموشكار است يعنى خداى تو فراموشكار نبوده است.
٧- يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا مريم: ٢٣. «نسى» را در آيه بفتح و كسر نون خواندهاند و آن شىء حقير و غير قابل اعتنا است كه بفراموشى زده شود يعنى: ايكاش پيش از اين ميمردم و چيز نامعتنى به و فراموش شده بودم.
نشأ: پديد آمدن. در مصباح گفته:
«نَشَأَ الشىء نَشْأً: حدث و تجدّد» صحاح و قاموس و اقرب مثل مصباح آنرا لازم گفتهاند ولى راغب آنرا مثل انشاء پديد آوردن توأم با تربيت گفته است. تربيت شدن و تربيت كردن بلند شدن و بلند كردن نيز كه