قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٥
و
واو: حرف بيست هفتم از الفباى عربى و در حساب ابجد بجاى عدد شش است. اهل لغت براى آن شانزده معنى ذكر كردهاند از جمله:
١- عطف. در اينصورت معنى آن مطلق جمع ميان دو چيز يا چند چيز است گاهى شىء را بر صاحبش عطف ميكند مثل فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ عنكبوت: ١٥. يعنى نوح و اهل كشتى را نجات داديم و گاهى بر سابقش عطف ميكند مانند وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ حديد: ٢٦. و نيز بلاحقش عطف ميكند مثل: كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ ...
شورى: ٣.
٢- واو حاليّه. مثل: «جاء زيد وَ الشمس طالعة» زيد آمد در حاليكه آفتاب بر آمده بود و آنرا واو ابتداء گويند. ٣- واو قسم. مثل: وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ. إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ يس:
٢ و ٣.
وءد: وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ. بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ تكوير: ٨ و ٩. وأد بمعنى زنده بگور كردن است در قاموس ميگويد: «واد بنته» يعنى دخترش را زنده بگور كرد موؤدة و وئيدة دختر زنده بگور شده است يعنى: آنگاه كه دختر زنده بگور شده سؤال شود كه بچه گناهى كشته شده است. فرزدق شاعر درباره خانواده خويش گويد:
و منّا الّذى منع الوائدات
فاحيا الوئيد فلم توأد
يعنى: از ماست آنكه زنده بگور شدهها را از زنده بگور شدن منع كرد و آنرا زنده كرد پس زنده بگور نشد.
اشاره بجدّ خويش است كه دختران عرب را ميخريد و نميگذاشت زنده