قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٥
جمع وادى در قرآن مجيد اوديه است أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها رعد: ١٧. از آسمان باران نازل كرد درهها باندازه و وسعت خود جارى شدند.
دِيَة: خونبها. وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ ... نساء: ٩٢. ديه در اصل ودى است واو آن به هاء بدل شده علت تسميه خونبها به ديه در «وادى» از طبرسى نقل شد و شايد: علت تسميه آن باشد كه آن در مقابل ريختن و جارى شدن خون پرداخته ميشود.
دية مثل عدة در اصل مصدر است و خونبها با آن نام گذارى شده است يعنى: هر كه مؤمنى را از روى خطاء بكشد، بايد بنده مؤمنى را آزاد كند و خونبهائى باهل مقتول بپردازد.
لفظ ديه فقط دو بار در قرآن مجيد سوره نساء آيه ٩٢. آمده است مقدار ديه در كتب فقه ديده شود.
وذر: ترك كردن. راغب انداختن از روى بىاعتنائى گفته است ولى آن در همه جا صادق نيست. ناگفته نماند: اعراب ماضى و مصدر و اسم فاعل آنرا از بين بردهاند و در ماضى و مصدر و فاعل آن ترك، ترك و تارك بكار ميبرند.
وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً نوح: ٢٦. نوح گفت خدايا احدى از كفار را در روى زمين زنده نگذار وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ انعام: ١٢٠. گناه آشكار و باطن را ترك كنيد. فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ يوسف: ٤٧. آنچه درو كرديد در سنبلش بگذاريد.
ورث: وراثت و ارث منتقل شدن مالى است بتو از ديگرى بدون خريدن و نظير آن. بدين جهت مال ميّت را ميراث، ارث و تراث گفتهاند (راغب) طبرسى فرموده: «الْمِيرَاثُ ما صار للباقى من جهة البادى» ميراث آنست كه پس از گذشتن كسى بديگرى ماند تعبير طبرسى رحمه اللّه از راغب جامعتر و رساتر است. [در اينجا راجع بارث از چند جهت لازم است بررسى شود:]