قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٣
وجه اطلاق مولى بر اين معانى در لفظ «ولىّ» از مجمع نقل گرديد كه بر انسان نزديك و اولىاند و مباشرت امر ميكنند بچند آيه توجّه كنيد:
مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ حديد: ١٥. مولى شايد در اينجا بمعنى دوست و رفيق باشد مانند «أَصْحابُ النَّارِ»* كه بمعنى ياران آتش است با ملاحظه اين آيه روشن ميشود كه بد كاران رفيق آتش و آتش رفيق آنهاست و آيه چنانكه گفتهاند براى تهكّم است، شايد مولى بمعنى متولى امر باشد يعنى كارگردان و مدبّر امر شما آتش است. و شايد بمعنى اولى (سزاوارتر) باشد كه از معانى مولى است و از تفسير قمى نقل شده است.
وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً مريم: ٥. در مجمع فرموده: عمو زاده را مولى گويند كه در نسب بانسان نزديك است مراد از موالى در آيه عموها و عمو- زادههااند چنانكه از حضرت باقر عليه السّلام منقول است يعنى: من از عموها و عمو زادهها پس از خودم ميترسم و زنم نازا است بمن فرزندى عنايت فرما.
وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ نساء: ٣٣. در مجمع فرموده از جمله معانى مولى ورثه است كه اولى و احقّ است بميراث ميّت (ظاهرا آن در اثر نزديكى است) يعنى براى هر آنچه پدران و مادران و خويشان ترك كردهاند وارثانى قرار دادهايم. آيه ربطى به عصبه ندارد چنانكه در «ورث- ارث» گذشت و آن خلاصه آيات ارث ميباشد. در مجمع ذيل آيه فوق و آيه وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ تصريح كرده كه اولى (سزاوارتر) يكى از معانى مولى است ممكن است موالى در آيه بدان معنى باشد يعنى براى تركه پدران و مادران و اقرباء سزاوارترها قرار دادهايم كه از ديگران در بردن ارث سزاوارترند.
اولى: نزديكتر. سزاوارتر إِنَ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا