قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٨
منسك در آيه مصدر و مراد از «امة» امّتهاى گذشته است كه صاحب اديان آسمانى بودهاند نه امّتهاى مشركان.
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ ... حج: ٣٤. در اين آيه نيز ظاهرا مَنْسَك بمعنى عبادت است ولى عبادت قربانى و تضحيه يعنى براى هر امّتى از امم گذشته عبادتى از قربانى قرار داديم تا نام خدا را بر چهارپايان كه قربانى ميكنند ياد نمايند و شما اولين امّت نيستيد كه قربانى بر آنها تشريع شده است.
فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ: بقره: ٢٠٠. مناسك بمعنى عبادتهاى حجّ است وَ أَرِنا مَناسِكَنا وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ بقره: ١٢٨. «أَرِنا» را در آيه تعليم معنى كردهاند يعنى عبادتهاى ما را بما تعليم كن و شايد مرا از آن بصيرت باشد يعنى ما را در عبادتهامان بصيرت و بينائى بده بعضى مناسك را مواضع اعمال حجّ دانستهاند.
در خاتمه ناگفته نماند: كه در مفردات و المنار تصريح شده كه نسك در اعمال حجّ غلبه پيدا كرده و مخصوص آن شده است.
نسل: انفصال از شىء. «نَسَلَ الوبرُ عن البعير و القميص عن الإنسان» كرك از شتر و پيراهن از انسان منفصل شد، فرزند را از آن نسل گويند كه از انسان منفصل ميشود (راغب) طبرسى نُسُول را در اصل بمعنى خروج گفته، مردم نسل آدماند كه از پشت او خارج شدهاند ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ سجده: ٨.
وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ ... بقره:
٢٠٥. مراد از نسل ظاهرا انسان است يعنى چون ولايت امر را بدست گيرد براى افساد در زمين تلاش ميكند كه كشت و انسان را هلاك و فنا گرداند.
در تفسير عياشى از امام ابو الحسن عليه السّلام نقل شده:
«النَّسْلُ هُمُ الذُّرِّيَّةُ وَ الْحَرْثُ الزَّرْعُ».
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ