قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٩
و يا با زن مشرك كه پستتر از زن زنا كار است و زن زنا كار زنا نميكند مگر با مرد زانى و يا با مشرك كه بدتر از مرد زنا كار است ولى مؤمن اينكار را نميكند كه زنا حرام است و مؤمن مرتكب آن نميشود. نگارنده را در مراد آيه ابهام برطرف نشده است. و اللّه العالم.
نكد: وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً اعراف: ٥٨. نكد (بر وزن فلس) بمعنى مشقّت و قلّت است «نَكِدَ العيش: عسر و اشتدّ» يعنى زندگى بسختى و عسرت رسيد «نَكِدَ البئر: قلّ ماءه» يعنى آب آن چاه كم شد. «نكد» بفتح نون و كسر كاف بمعنى قليل الخير است يعنى: سرزمين پاك روئيدنى آن باذن خدايش ميرويد و زمينى كه شورهزار و خبيث است نباتش نميرويد مگر كم فائده اين لفظ يكبار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است.
در الميزان فرموده: اين آيه نسبت بآيه ما قبل مفيد آنست كه رحمت الهى نسبت بخلق يكنواخت و عامّ است و اختلاف در قبول رحمت راجع بخود مردم است (بعضى طيّباند رحمت در آنها اثر تمام دارد و بعضى خبيثاند كه استفاده كم از آن مىبرند).
نكر: (بر وزن فرس و قفل) نشناختن گويند «نَكِرَ الامر: جهله» كار را ندانست «نَكِرَ الرّجل: لم يعرفه» يعنى او را نشناخت، انكار نيز بدان معنى است در مصباح آمده: «انكرته انكارا» يعنى او را نشناختم. انكار بمعنى عيب گرفتن و نهى كردن نيز آمده است.
يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللَّهِ ثُمَ يُنْكِرُونَها نحل: ٨٣ نگارنده گويد: إِنْكَار نوعى عدم قبول است.
فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً هود:
٧٠. يعنى چون ابراهيم ديد دست فرشتهها بطعام نميرسد ندانست كه فرشتهاند و طعام نميخورند، از آنها احساس ترس كرد.