قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٣
ايضا فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ ذاريات: ٢٨. همين طور در سوره هود: ٧٠ در نهج البلاغه خطبه ٤ فرموده:
«لَمْ يُوجِسْ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلَامُ خِيفَةً عَلَى نَفْسِهِ، أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهَّالِ وَ دُوَلِ الضَّلَالِ».
موسى راجع بخودش نترسيد بلكه از غلبه نادانان و حكومت گمراهان ترسيد كه جاى حق را بگيرند و جهّال از سحر ساحران فريب خورند.
وجف: وجف و وجوف بمعنى اضطراب آيد «وَجَفَ الشّىء:
اضطراب» قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ نازعات: ٨. دلهائى در آنروز مضطرب و لرزانند. ايضا بمعنى سرعت سير و دويدن شتر و اسب است در مصباح آمده: وَجَفَ الفرس و البعير وَجِيفاً:
عدا» راغب ميگويد: وجيف سرعت سير شتر است.
إِيجَاف: تاختن شتر و اسب «أَوْجَفْتُ البعير: اسرعته» شتر را بسرعت راه بردم وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ حشر: ٦. آنچيزها كه خدا از آنها عايد پيغمبرش كرد شما اسبى و شترى بر آن نتاختيد. مشروح آيه در «فىء» گذشت.
وجل: (بر وزن فرس) قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ حجر:
٥٣. گفتند: نترس ما بتو پسر دانائى را مژده ميدهيم كه متولّد خواهد شد طبرسى فرموده: وجل، فزع، خوف، يك چيزاند.
وَجِل: (بفتح واو و كسر جيم) ترسان و خائف وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ مؤمنون: ٦٠. و دلهايشان ترسان است كه آنها بسوى پروردگارشان بر ميگردند قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ حجر: ٥٢. گفت ما از شما ترسانيم.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ... انفال: ٢.
ظاهرا اين خوف مثل خشيت در اثر تعظيم خداست راغب وجل را احساس خوف گفته و آن در اين آيه بهتر تطبيق ميشود. يعنى: اهل ايمان آنها- اند كه چون خدا ياد شود دلهاى آنان