قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٦
ايضا مصدر است بمعنى بلند شدن و امتناع (اقرب). وَ إِذا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا مجادله: ١١. و چون بشما گفتند: برخيزيد (تا ديگران در جاى شما بنشينند) برخيزيد. در نهج البلاغه خطبه ٢٠٩ فرموده:
«وَ جَبَلَ جَلَامِيدَهَا وَ نُشُوزَ مُتُونِهَا وَ أَطْوَادِهَا».
نُشُوز جمع نَشْز است يعنى آفريد صخرههاى آنرا و ارتفاعات محكم و كوههاى آنرا.
وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً بقره: ٢٥٩. نشز بمعنى زنده كردن است باعتبار آنكه نوعى بلند شدن و برخاستن است يعنى باستخوانها بنگر چطور آنها را زنده ميكنيم و بر آنها گوشت ميپوشانيم.
يا چطور آنها را رويهم سوار ميكنيم.
نُشُوز: برترى و عصيان كردن مرد است بر زن و زن است بر مرد وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ نساء: ٣٤.
زنانيكه از نافرمانى و برترى جوئى آنها ميترسيد پندشان دهيد و در خوابگاهها از آنها دورى جوئيد. وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً ... نساء: ١٢٨. آيه راجع بنشوز مرد است يعنى اگر زنى از نشوز و عصيان و اذيّت مردش بترسد گناهى بر آنها نيست كه ميانشان صلحى بكنند (با اغماض زن از بعضى حقوق خويش).
نشط: وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً. وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً نازعات: ١ و ٢. نشط بمعنى كندن و خارج شدن و غيره آمده است «نَشَطَ من المكان: خرج» در مجمع و نهايه نقل شده:
«فِي حَدِيثِ أُمِّ سَلَمَةَ: فَجَاءَ عَمَّارٌ وَ كَانَ أَخَاهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ وَ نَشَطَ زَيْنَبَ مِنْ حَجْرِهَا».
يعنى عمّار كه برادر رضاعى ام سلمه بود پيش او آمد و زينب را از آغوشش كشيد و بيرون كرد.
نَاشِط گاو وحشى را گويند كه از محلّى بمحلّ ديگر خارج شود يعنى:
قسم بآنها كه بشدت جذب ميكنند و قسم بآنها كه بطرزى خارج و جذب ميشوند معنى آيات در «دبر» گذشت، اين