قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨١
شده كه گوشها و چشمها و پوستها روز قيامت بر اعمال آدمى گواهى دهن% د، ممكن است بگوئيم مراد از شهادت، شهادت طبعى است مثل ضخيم شدن پوست دست كارگر ولى آيه بعدى ميگويد: بپوستهاى خود (پرخاش كرده) گويند: چرا بر عليه ما گواهى داديد؟! معلوم ميشود كه پوست با شعور بوده و سخن انسان را خواهد شنيد، آنوقت جواب پوستها عجيب است كه خواهند گفت: أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ خدائيكه هر چيز را بسخن در آورده ما را بسخن و تكلّم در آورد.
از اين روشن ميشود كه در قيامت تكامل بحدّى خواهد رسيد كه همه چيز زنده و همه چيز ناطق و همه چيز با شعور خواهد بود و انسان با دست و پاى خود سخن گفته و جواب خواهد شنيد. در لفظ «جهنّم» راجع باين مطلب توضيحى داده شده است نظير اين آيه است آيه الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ يس: ٦٥. مشروح تكامل عجيب در كلمه «قيامت» ديده شود.
بجان خودم قسم: اگر يك متفكر بىغرض در اينگونه آيات فكر كند و بداند كه اين كلمات در موقعى طلوع كرده كه در محيط تاريك عربستان جهل و نادانى بر همه چيز حكومت ميكرد، شكّ نخواهد داشت در اينكه اين سخنان از مبدء لا يزال سرچشمه گرفته نه از بشر.
نظر: نگاه كردن. گاهى مراد از آن تدبّر و تأمّل و دقت است. و گاهى مراد معرفت حاصله بعد از فحص و تأمّل است (راغب). وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ توبه:
١٢٧. مراد نگاه عادى است. وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ حشر: ١٨. مراد تأمل و دقّت است يعنى هر نفس تأمّل كند براى فردا چه از پيش فرستاده است همچنين آياتى از قبيل أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ غاشيه: ١٧. أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا