قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤١
بخدا موكولاند نه اينكه كسى بخدا موكول كرده باشد مثل وكلاى عادى كه كار را بآنها موكول ميكنند و توكّل بنده بخدا يك استمداد است از خدا و خلاصه خدا محكوم نيست بلكه حاكم است بعضى آنرا در صفات خدا بمعناى فاعلى گرفته و حافظ معنى كردهاند يعنى: خدا بر هر شىء حافظ است.
٢- هر كاريكه بوجود ميآيد و هر بهرهايكه از چيزى عايد ميشود مشروط بشرائط بىشمار و خارج از حصر است، حتى بدون اغراق يك لقمه نان بستگى بتمام اجزاء اين عالم دارد، تنظيم اين همه شرائط و مقدّمات از عهده ما بشر خارج است و اگر خداوند آن شرائط و اسباب را فراهم نياورد هيچ نفعى عايد ما نخواهد شد و هيچ مقدّمهاى به نتيجه نخواهد رسيد.
پس خدا واقعا بر هر چيز وكيل است.
و همه كس و همه چيز را كار ساز خداست و مدبّر.
توكّل بدان معنى نيست كه از كار و تلاش باز مانيم بلكه بايد پيوسته تلاش كنيم و در عين حال از خداوند بخواهيم كه در كار ما كار سازى كند و شرائط و اسباب را موافق مرام ما فراهم آورد.
وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَ هُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ انعام: ٦٦. قوم تو قرآن را با آنكه حق است تكذيب كردند، بگو من مدبّر امر شما نيستم كه نگذارم تكذيب كنيد فقط ميتوانم ابلاغ كنم. مثل لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ غاشيه: ٢٢. و مثل إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ هود: ١٢.
اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ شورى: ٦. از اين آيه روشن ميشود كه حفيظ از مصاديق وكيل است.
أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ قصص:
٢٨. وكيل در آيه در جاى شاهد است ولى چون شاهد فقط شهادت ميدهد اما وكيل داراى تصرف و تدبير و