قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٩
خزنده دو لانه ميسازد يكى بنام نافقاء كه آنرا مخفى ميدارد ديگرى بنام قاصعاء كه آشكار است چون دشمن در قاصعاء بآن حمله كند وارد نافقاء شده و از آن خارج ميشود اين مطلب در صحاح و قاموس و اقرب- الموارد نقل شده، طبرسى در علّت تسميه نافقاء فرموده كه: يربوع از آن خارج ميشود.
بنظر راغب در مفردات و فيومى در مصباح تسميه منافق از «نفق» بمعنى نقب است كه از راهى بدين وارد و از راه ديگرى خارج ميشود.
بهر حال منافق را از آن منافق گوئيم كه از ايمان خارج شده چنانكه از طبرسى نقل شد و يا از درى وارد و از در ديگرى خارج شده چنانكه از راغب نقل گرديد و شايد از إِنَ الْمُنافِقِينَ هُمُ الْفاسِقُونَ توبه: ٦٧.
علت تسميه را فهميد كه فسق بمعنى خروج است.
قرشى بنايى، على اكبر، قاموس قرآن - تهران، چاپ: ششم، ١٤١٢ق.
قاموس قرآن ؛ ج٧ ؛ ص٩٩
فعل نفاق از باب مفاعله آيد مثل:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حشر: ١١.
منافق از كافر خطرناكتر و عذاب او در آخرت از كافر سختتر است زيرا كه بحكم دزد خانگى است و پلى است كه كفّار بوسيله آن بخرابكارى در اسلام راه مييابند قرآن مجيد ميفرمايد: إِنَ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ نساء: ١٤٥. منافقان در پائينترين درجه آتش هستند و نيز فرموده: وَعَدَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْكُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ توبه: ٦٨.
در صدر اول اسلام منافقان در كارهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بسيار كار شكنى كردند حالاتشان اغلب در سوره توبه كه در سال نهم هجرت نازل شده و در سوره منافقون و جاهاى ديگر مذكور است و نيز زنان منافق نيز كم نبودهاند كه قرآن پنج بار «منافقات» را در رديف «منافقين» آورده است.
نفل: (بر وزن فلس) زيادت.
چنانكه در نهايه و اقرب الموارد