قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩١
راغب گويد: النَّفَادُ الفناء» در لغت آمده «نَفَدَ زاد القوم» توشه قوم تمام گرديد. در نهج البلاغه حكمت ٥٧.
فرموده:
«الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا يَنْفَدُ».
قناعت مالى است كه تمام نميشود.
إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَهُ مِنْ نَفادٍ ص:
٥٤. اين روزى ما است كه آنرا تمام شدن نيست (تمام نميشود) ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ نحل: ٩٦. آنچه نزد شماست تمام ميشود و آنچه نزد خداست هميشگى است.
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً كهف:
١٠٩. نظير اين آيه است آيه ٢٧.
از سوره لقمان و در «كلم» تحت عنوان كلمات در قرآن مشروحا بررسى شده است.
نفذ: يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ رحمن: ٣٣. اين كلمه فقط سه بار در كلام الله آمده آنهم در يك آيه. نفوذ و نفاذ بمعنى سوراخ كردن و خارج شدن بآنطرف است لذا در مصباح گفته: «نفذ السّهم: خرق الرّمية و خرج منها» يعنى تير هدف را سوراخ كرد و از آنطرف خارج گرديد. «نفوذ امر» مطاع بودن آنست انفاذ و تنفيذ امر، اجرا كردن آن ميباشد. معنى آيه چنين است: اى جماعت جنّ و انس اگر ميتوانيد از اطراف آسمانها و زمين خارج شويد، خارج شويد، نميتوانيد خارج شويد مگر بتسلط و قدرتى. در آيه بعدى آمده يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ شعلهاى از آتش و دخان بر شما فرستاده شود كه دفع آن نتوانيد.
ظاهرا مراد آنست كه در صورت خارج شدن از اقطار آسمانها و زمين چنين اتفاقى روى خواهد داد و ظاهر آنستكه اگر بشر سلطان و قدرت داشته باشد خروج از اقطار آسمانها و زمين براى وى ممكن خواهد بود.
آيا ساختن «آپلو» براى رفتن بماه