قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٣
تعديه به «على» گفته است. وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ شورى: ٤١. و آنكه بعد از مظلوم بودن انتقام بكشد راهى بر او نيست هَلْ يَنْصُرُونَكُمْ أَوْ يَنْتَصِرُونَ شعراء: ٩٣. آيا شما را يارى ميكنند و يا انتقام ميكشيد؟ فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ قمر: ١٠. نوح عليه السلام خدايش را خواند كه من مغلوبم از دشمنانم انتقام بكش (و مرا يارى كن).
يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ رحمن: ٣٥.
بر شما شعلهاى از آتش و دود فرستاده شود و دفع آن نتوانيد. شايد نحاس فلز مذاب باشد.
تَنَاصُر: بين الاثنين است ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ صافات: ٢٥. چه شده يكديگر را يارى نميكنيد؟
استنصار: طلب يارى است فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ ...
قصص: ١٨. آنگاه آنكه ديروز از او كمك خواست او را بيارى ميطلبيد.
نَاصِر: يارى كننده. فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ طارق: ١٠. جمع آن در قرآن مجيد ناصرون و انصار است.
وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ آل عمران: ٢٢.
وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ بقره: ٢٧٠.
ستمگرانرا يارانى نيست.
نَصِير: بمعنى ناصر است. بچند محل كه مراجعه شد مبالغه بودن آن بدست نيامد، لا بد صفت مشبهه ميباشد وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ بقره: ١٠٧. شما را جز خدا نه سرپرستى است و نه يارى.
مراد از انصار در وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ ...
توبه: ١٠٠. ايضا آيه ١١٧، اهل مدينهاند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را يارى كردند، جانب اسميّت بر وصفيّت آن غلبه يافته و در مقابل مهاجرين قرار گرفته است.
يارى خدا بمردم روشن و آشكار