قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٩
و اوقات خويش را خالى از عبادت نگذارد و چون از يكى فارغ شد ديگرى را شروع كند. آنگاه گويد:
از جمله بدعتها آنكه بعضى از رافضيان «فانصِب» را در آيه بكسر صاد خوانده يعنى: على را بر خلافت منصوب گردان اگر اينطور خواندن بر رافضى روا باشد صحيح است كه ناصبى آنرا همينطور بخواند و بگويد: يعنى ناصبى بودن را كه بغض و عداوت على است در ميان مردم بگذار.
زمخشرى ميتوانست قول بعضى از شيعه را كه خودش نقل كرده (اگر چنين قائلى يافته شود) بنحو آبرومندى ردّ كند و بگويد: اين سخن قابل قبول نيست. ولى حريف آوردن ناصبى حكايت از درون طوفانى و ناراحت زمخشرى نسبت باهل بيت عليهم السّلام و شيعه دارد. گوئى خيلى تكان خورده است.
فيض مرحوم در تفسير صافى بعد از نقل اين سخن گويد: نصب امام و خليفه بعد از تبليغ رسالت يا پس از فراغ از عبادت امرى معقول بلكه واجب است تا مردم بعد از آنحضرت در حيرت و ضلال واقع نشوند، پس صحيح است كه مترتب بر رسالت و فراغ از عبادت باشد و اما بغض على و عداوت على عليه السّلام چطور معقول است كه بر تبليغ رسالت و يا عبادت مترتّب شود؟!! ... آنگاه بر زمخشرى سخت تاخته است.
نصت: سكوت براى استماع.
«نَصَتَ له نَصْتاً: سكت مستمعا لحديثه» همچنين است انصات و آن از نصت ابلغ است (اقرب) در نهج البلاغه خطبه ١٢٠ هست كه بخوارج فرمود:
«أَمْسِكُوا عَنِ الْكَلَامِ وَ أَنْصِتُوا لِقَوْلِي».
صحبت نكنيد و براى شنيدن سخن من ساكت باشيد. فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ احقاف: ٢٩. جنّ چون بشنيدن قرآن حاضر شدند گفتند: ساكت باشيد و چون قرآن تمام شد براى انذار پيش قوم خويش برگشتند.
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ