قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٧
لفظ دو بار بيشتر در كلام اللّه نيامده است.
نصب: (بر وزن فلس) رنج دادن و رنج ديدن. و برپا داشتن. «نَصَبْتُ الشّىء: أقمته» آنرا برپا داشتم گويند:
«نَصَبَهُ الهمّ: اتعبه»- «نصب الشىء:
وضعه وضعا ثابتا». در آيه أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ ... وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ غاشيه: ١٩. مراد ثابت شدن است مثل وَ الْجِبالَ أَرْساها كوهها را ثابت كرد يعنى: آيا نمىبينند شتر چطور خلق شده ... و كوهها چطور ثابت گشته و برپا داشتهاند.
نَصِيب: بهره معيّن و ثابت لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ نساء: ٧. براى مردان بهره ثابتى است از آنچه پدران و مادران و خويشان گذاشتهاند و براى زنان بهره ثابتى است از آنچه پدران و مادران و خويشان گذاشتهاند.
نَصْب: (بر وزن قفل و فرس) بمعنى رنج و تعب است لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً كهف: ٦٢. از اين سفر برنج و خستگى افتاديم أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ ص:
٤١. شيطان بمن رنج و عذاب رساند.
نصب در آيه اوّل بر وزن فرس و در دوّم بر وزن قفل است.
نَاصِب: اسم فاعل است رنج دهنده، گويند «هَمٌ نَاصِبٌ» اندوهى است زحمت ده. ناصب لازم نيز آيد يعنى بزحمت افتاده: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ. عامِلَةٌ ناصِبَةٌ غاشيه: ٢ و ٣.
ظاهرا مراد از عمل تلاش غير مشروع دنيا است كه باعث رنج آخرت است.
يعنى: چهرههائى در آنروز ذليلاند، تلاشگراند در دنيا بزحمت افتادهاند در قيامت، چند آيه بعد آمده: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ. لِسَعْيِها راضِيَةٌ معلوم است كه ظرف رضا و نعمت آخرت و ظرف سعى دنيا است.
أَنْصَاب: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ مائده: ٩٠. وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ