قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤١
ميخوانيم.
نَدِىّ: مانند نَادِى بمعنى مجلس اجتماع است در مجمع فرموده: ندىّ و نادى مجلسى است كه اهلش در آن جمع شدهاند و دار الندوه مكّه كه خانه قصىّ بود از آنست و در آن بمشاوره جمع ميشدند قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا مريم: ٧٣. كافران باهل ايمان گفتند: كدام يك از دو گروه مقام بهتر و مجلس نيكوتر (و آراستهتر) دارد، اين همان تفاخر بمال و زينت دنيا است لذا در جواب آيه بعدى آمده: وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْياً.
نذر: نذر آنست كه چيز غير واجب را بر خويش واجب گردانى در لغت آمده: «نَذَرَ نَذْراً: أوجب على نفسه ما ليس بواجب» نذر معلّق بشرط آنست كه گويد: اگر از اين مرض صحّت يافتم پنج روز براى خدا روزه خواهم گرفت و اگر معلّق نباشد آنرا نذر تبرّعى گويند مثل «للَّه علىّ أن أصوم غدا».
وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ بقره: ٢٧٠. يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً انسان: ٧.
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً آل- عمران: ٣٥. معنى آيه در «حرر» گذشت.
بعضى نذر را وعده مشروط گفتهاند: «النَّذْرُ ما كان وعدا على شرط».
نذر: دانستن و حذر كردن.
در قاموس گويد: «نَذِرَ بالشّىء: عَلِمَه فحَذَرَه» إنْذَار بمعنى اعلام است با تخويف «أَنْذَرَهُ بالأمر إِنْذَاراً:
أعلمه و حذَّره و خوَّفه».
ناگفته نماند: ما بين نذر بمعنى فوق و نذر بمعنى نذر كردن كه پيش از اين گفته شد فرقى پيدا نكرديم مگر آنكه فعل اين از باب علم يعلم و فعل آن از باب ضرب يضرب و نصر ينصر آيد. وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ