قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨
همان نجواى منافقان و مريض القلبها است و آيه تذكّر ميدهد كه مؤمنان از آن نترسند.
فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا يوسف: ٨٠. نَجِىّ بر وزن فعيل قومى است كه با هم نجوى ميكنند در واحد و جمع يكسان باشد يعنى:
چون از يوسف نااميد شدند (از اينكه برادر آنها را بدهد) از مردم كنار شدند در حاليكه ميان خويش نجوى ميكردند كه چه بكنند ايضا وَ نادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا مريم:
٥٢. نَجِيًّا حال است از فاعل قَرَّبْناهُ يعنى: موسى را از جانب راست طور ندا كرديم در حاليكه با او مناجات ميكرديم مقرّب درگاه خود نموديم، ممكن حال باشد از مفعول «قَرَّبْناهُ» كه مراد موسى عليه السّلام است.
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَ إِذْ هُمْ نَجْوى ...
اسراء: ٤٧. نَجْوَى مصدر است بمعنى فاعل، واحد و جمع در آن يكسان است يعنى ما بآنچه گوش ميدهند در حين استماعشان دانائيم و نيز آنگاه كه نجوى كنندگانند، بقول بعضى تقدير آن «و اذ هم ذو نجوى» است.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ مجادله: ١٢.
يعنى چون خواستيد با رسول خدا مناجات و گفتگو كنيد پيش از آن صدقهاى بدهيد آن براى شما خير و پاك كنندهتر است و اگر نيافتيد خدا غفور رحيم است.
آيه روشن است در اينكه ثروتمندان اگر ميخواستند محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مشرّف شده و مذاكره كنند، لازم بود اوّل صدقهاى بدهند جمله فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا ... نشان ميدهد كه آن حكم وجوبى بوده و از فقراء ساقط بوده است.
الميزان در علت اين حكم احتمال داده كه: اغنياء بيشتر با آنحضرت خلوت ميكردند و در آن نوعى تقرّب