قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٦
بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ. وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ. وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ. فَآمَنُوا فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ» صافات: ١٣٩- ١٤٨.
يعنى: حقّا كه يونس از پيامبران است. آنگاه كه بحال نارضائى بسوى كشتى پر رفت. با اهل كشتى قرعه انداخت و از مغلوبان شد. ماهى او را بلعيد حال آنكه خودش را ملامت ميكرد چرا از قومش جدا شد يا قوم خويش را ملامت ميكرد كه اسباب بيرون رفتن او را فراهم آوردند اگر خدا را تسبيح نميگفت تا قيامت در شكم ماهى مىماند، او را از شكم ماهى بساحل انداختيم حال آنكه مريض و ناتوان بود. درخت كدوئى بر او رويانديم، بصد هزار نفر بلكه بيشتر پيامبرش كرديم. آنها ايمان آوردند تا مدتى متاعشان داديم.
٢- «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ. فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» انبياء: ٨٧- ٨٨.
٣- «فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ. لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ. فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ» قلم: ٤٨- ٥٠.
(١) نميشود گفت: يونس عليه السّلام در خارج شدن از قوم خويش، دانسته گناه كرد كه انبياء عليهم السلام معصومند و خدا درباره آنها فرموده:
«وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ» صافات، ١٨١.
حاشا كه پيامبر مخصوصا پس از مبعوث شدن مرتكب گناه شود از جمله «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ» روشن ميشود كه آنحضرت مانعى از خارج شدن نميديد كه قومش او را اذيّت كرده و دعوتش را نپذيرفتند و اگر بيرون رفتنش را حرام ميدانست ديگر «ظنّ» مورد نداشت و بيقين ميدانست كه خدا بر وى تنگ خواهد گرفت.
بلى از مجموع آيات مخصوصا