قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦٢
يعنى نقدا و بدون واسطه بدهند در الميزان آمده: «متجاوز عن يدهم الى يدكم».
حدّ يد از سر انگشتان است تا شانه و غير آن با قرينه فهميده ميشود مثل فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ مائده: ٦. كه بقرينه معلوم ميشود مراد از «بِأَيْدِيكُمْ» تا آرنج است و مثل وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما مائده: ٣٨. كه بوسيله روايات معلوم ميشود مراد از ايدى چهار انگشت است كه از دزد بريده ميشود. و مثل: فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ مائده: ٦. كه مراد از «يد» در تيمّم از مچ تا سر انگشتان است.
يس: يس. وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ. إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ يس: ١- ٣. در باره حروف مقطعه در «عسق» سخن گفتهايم بآنجا رجوع شود. در مجمع فرموده:
محمد بن مسلم از ابى جعفر باقر عليه السّلام نقل كرده: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را دوازده اسم است پنج تا از آنها در قرآن است. محمد، احمد، عبد اللّه، يس، نون.
يسر: آسانى. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً شرح: ٦. راستى با دشوارى آسانى هست ظهور آيه آنست كه آسانى توأم با دشوارى است نه بعد از آن.
تَيَسُّر و اسْتِيسَار بمعنى آسان بودن و مقدور بودن است فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ بقره: ١٩٦.
اگر محصور و ممنوع شديد و نتوانستيد عمل حجّ را بپايان بريد آنچه از قربانى مقدور است بفرستيد.
تَيْسِير: آسان كردن وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ قمر:
١٧. حقّا كه قرآن را براى پند گرفتن آسان كردهايم آيا پند گيرندهاى هست؟
وَ نُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرى اعلى: ٨.
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى. وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى. فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى ليل: ٥- ٧ يسرى مؤنّث ايسر است بمعنى آسانتر موصوف آن بايد مثل خصلت و طاعت مؤنّث باشد مراد از تيسير در آيه توفيق