قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦
گفتهاند مراد از «النجْم» در آيه قرآن است كه نجوما و تدريجا نازل شده بقولى مراد از آن ثريّا و بقولى شعرى و بقولى شهابها است ولى ظهور آيه با هيچ يك سازگار نيست.
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ اعراف: ٥٤. آفتاب و ماه و ستارگان همه بامر خدا رام و مسخّرند لفظ نجوم ٩ بار در قرآن مجيد بكار رفته و آيات: فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ مرسلات: ٨. و وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ تكوير: ٢. كه در «طمس» و «كدر» گذشت از تحوّل و تغيير آنها در قيامت حكايت دارند.
ظاهرا مراد از نجم و نجوم در قرآن مجيد فقط ثوابت است و كواكب (سيّارات) و مصابيح غير از آنهاست و اللّه اعلم، رجوع كنيد به «رجم- مصباح- شهاب».
نجو: نَجْو و نَجَاة بمعنى خلاص شدن است. وَ يا قَوْمِ ما لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ غافر:
٤١. اى قوم چه شده كه من شما را بخلاصى از آتش ميخوانم و شما مرا بآتش. در مصباح گفته: «نَجَا من الهلاك: خلص» راغب گفته: نَجَاء در اصل بمعنى انفصال از شىء است و از آنست «نَجَا فلان من فلان» فلانكس از فلانى جدا شد.
فعل آن در قرآن مجيد ثلاثى و از باب افعال و تفعيل بكار رفته است وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ يوسف: ٤٥.
فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ شعراء: ١٧٠.
فَأَنْجَيْناهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا اعراف: ٧٢. راغب گويد: بمكان مرتفع نَجْوة و نَجَاة گويند كه بواسطه ارتفاع از مكانهاى اطراف جدا شده و بقولى از سيل نجات يافته و خلاص شده است.
نجوى: بيخ گوشى حرف زدن و سخن سرّى (راز و راز گفتن) اسم و مصدر هر دو بكار رفته است در لغت آمده: «نَجَا فلانا نَجْواً و نَجْوَى سارّه» يعنى پنهانى با او گفتگو كرد ايضا «نَاجَاه مُنَاجَاة: سارّهُ».