قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٨
سرپرست و يارى نيست. از نصير روشن ميشود كه «ولىّ» بمعنى متولّى امر است أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ بقره: ٢٨٢. يا اگر نميتواند مطلب را املال كند و توضيح دهد ولى او املاء نمايد.
جمع ولّى اولياء است بمعانى فوق كه گفته شد وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ انفال: ٧٢.
آنانكه در نزد خود جا دادند و يارى كردند آنها بعضى اولياء بعضىاند لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ آل عمران: ٢٨.
مؤمنان كافران را در جاى برادران مؤمن خود دوست و يار نگيرند.
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ مائده:
٥٥. يعنى سرپرست و مدير شما فقط خدا و رسول و آنانند كه نماز ميخوانند و در حال ركوع زكوة ميدهند قيد وَ هُمْ راكِعُونَ الَّذِينَ يُقِيمُونَ ... را مقيد كرده است يعنى هر نمازگزار و زكوة بده ولّى شما نيست بلكه نمازگزارانى كه زكوة را در حال ركوع ميدهند.
از طرف ديگر بايد آيه راجع بيك قضيّه واقع شده باشد و گر نه هر كس ميتواند در حال ركوع احسانى بكند و بگويد ولىّ مسلمين هستم. و آنگهى بايد مراد از «وَلِيُّكُمُ» مدير امور و سرپرست باشد و گر نه همه نماز خوانان و زكوة دهندگان يار و دوست مسلماناناند و احتياج بقيد «وَ هُمْ راكِعُونَ» ندارد. از اينجا است كه اهل انصاف از خود آيه خواهند دانست كه آن عموم نيست بلكه حكايت از يك واقعه خصوصى دارد و لفظ إِنَّما ولايت غير خدا و رسول و الَّذِينَ ... را نفى ميكند زيرا إِنَّما نصّ در تخصيص است.
در مجمع البيان نقل فرموده: روزى عبد اللّه بن عباس در كنار زمزم نشسته و بلفظ «قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله» بمردم حديث ميخواند. مردى كه روى خود